ریشه عاشق شدن و زیبا دوستی

 کلا حس زیبا دوستی و اینی که انسان نوعا از زیبایی خوشش میاد و گاها عاشق زیبایی میشه ( فرقی نمی کنه اون زیبایی طبیعت باشه ، دختر باشه ، پسر باشه ، گل باشه یا نقاشی زیبا باشه. صوت زیبا باشه یا صورت زیبا باشه) دلیل داره. علاقه شدید و عشق علت اساسی و ریشه فطری و درونی داره. که بایس بهش توجه کرد و ازش استفاده نمود. ریشه زیبادوستی این هست که انسان در فرآیند آفرینش از مجاورت زیبای مطلق و مطلق زیبایی ها پایین آمده و سیر نزولی کرده تا به این دنیای خاکی رسیده است. جواب این سؤال ” که وقتی قراره انسان برگرده پیش همون زیبای مطلق یعنی پیش خدا پس چرا به این دنیا آورده شده است؟ ” هم فعلا مجال بحثش نیست. میتونین ”  از صف نانوایی تا سفر خدایی ( ۲ ) ” در بلوغ بخونین. کجا بودیم؟ ها !!! آره ریشه زیبا دوستی.

انسانی که پیش خدا بوده آنهم خدایی که همه زیبایی هارو با هم داره الان به خاطر پرده ها و حجاب های مادی نمی تونه لذت با خدا بودن رو بچشه ودرک کنه ولی از درون و فطرتا دانسته یا ندانسته شدیدا دنبال لذت رسیدن به مبدء زیبایی هاست. یعنی لذت با خدا بودن رو دنبال میکنه. منتها در مصادیق اشتباه میکنه و دنبال نشانه یا مظاهر و جلوه های خدا میرود. ببخشین که مطلب سنگینه و قلم منم سنگین ترش کرده ولی فک کنم ارزش خوندن رو داشته باشه . با یه مثالی ادامه میدم: شما فکر کن توی اتاقی ، یک طرف اتاق ، سیب قرمز خوشمزه ای گذاشته شده و کودکی وسط اتاق پشت به سیب ایستاده که اتفاقا خیلی سیب دوست دارد. و آن طرف اتاق روبه روی کودک آیینه بزرگی قرار دارد.طبیعتا کودک سیب را در آیینه می بیند که دارد بهش چشمک میزند.کودک که از درون دنبال سیب خوشمزه می باشد به جهت نبود شناخت، توجه نمی کند که آنچه که در آیینه می بیند سیب نیست بلکه تصویر و جلوه سیب است .

کودک با سرعت به طرف سیب خوشمزه میرود – البته به طرف سیب مجازی – یعنی به طرف تصویر سیب در آیینه. کودک فکر میکند و خوشحال است که به سیب نزدیک تر میشود حال آنکه نه تنها به سیب نزدیکتر نمیشود بلکه از آن دور می شود و به آیینه شیشه ای نزدیک می گردد که اگر سرعت خود را کنترل نکند نه تنها به سیب نمیرسد بلکه با برخورد به آیینه و شکستن آیینه به خودش هم صدمه میزند.و زمانی متوجه میشود که دنبال یک چیز خیالی که وجود واقعی ندارد می دویده که کار از کار گذشته است. حال وقتی ما متوجه جلوه های خالق زیبایی و متوجه مظاهر خدا و مخلوقات زیبای خدا میشویم،این خوب است منتها به شرطی که در آنها متوقف نشویم و این حالت حب و حس دوست داشتن را با قلق های خودش که باز مجال بحثش نیست، به خالق زیباییها انتقال دهیم.

ولی اگر اصرار به هم نشینی با زیبایی های مجازی بکنیم و در آنها متوقف بشویم، نه تنها به خالق زیبایی ها نخواهیم رسید بلکه از آن دورتر خواهیم شد و با شکستن آیینه عمرمان در زمان مرگ که همه حجابها و پرده ها برداشته میشود متوجه میشویم که ای دل غافل ، عمری دنبال حباب های توخالی بوده ایم در حالیکه لذت جای دیگری بوده است و تکلیف چیز دیگری. آن موقع شاید عذاب های آخرتی و شکنجه های آتشین آنقدر دردناک نخواهد بود که عذاب دوری از مبدء زیباییی ها و نرسیدن به لذت والای وصال محبوب حقیقی زجر آورتر و غیر قابل تحمل خواهد بود.

برای دیدن لینک مرتبط روی آن کلیک کنید :  از صف نانوایی تا سفر خدایی

به اشتراک بگذارید ! Digg it StumbleUpon del.icio.us Google Yahoo! Reddit

5 نظر برای ریشه عاشق شدن و زیبا دوستی

  1. در کشور اسلامی ایران موسسه ی صدور گواهی حلال نداریم

    خدا اخر و عاقبت سلامت جسمیو روحی مسلمین را بخیر کند.

  2. صبا گفت:

    سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد؟ ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق شد.

  3. محمد گفت:

    قبول ولی اگه عشق مث سیب تباه نشه چی !

نظر دهید

*

code

کد امنیتی *