هدف از آفرینش جهان هستی و به خصوص انسان چیست؟

 فرض می کنیم شخصی دچار یک بیماری یا عارضه ای شده و اکسیژن به ریه هایش نمی رسد و در آستانه خفه شدن قرار دارد و دست و پا می زند و تقلا می کند؛ اگر در لحظه آخر و لحظه نا امیدی با کپسول اکسیژن یا هر وسیله دیگری به او اکسیژن رسانده شود و او را از خفگی نجات دهند؛ آیا در آن لحظه این سوال برایش پیش می آید که این اکسیژن را چه کسی و چگونه و یا به چه علتی یا با چه مکانیسمی برایم رساند؟!

مسلما تنها چیزی که به فکرش می رسد و حتی قبل از فکر کردن به آن عمل می کند !!! استفاده از اکسیژن و در نتیجه رسیدن به احساس راحتی و لذت رهایی از عذاب و درد خفگی می باشد.

در مثال دیگر فرد خسته و تشنه گمشده در بیابان خشک و بی آب را در نظر می گیریم که در آستانه هلاکت از تشنگی قرار دارد.در این حال شخصی مثلا با یک سیستم پیچیده پمپاژ آب، از چاه ۲۰۰ متری برایش آب سالم و خنک می رساند، ابداً در آن لحظه، فرد تشنه و در آستانه جان دادن سؤال از سیستم پمپاژ و نوع پمپ و قدرت موتور پمپ و ضریب زبری لوله و فرمول های محاسبه آب تخلیه شده و … نمی کند و فقط به نوشیدن آب گوارا و نجات از درد تشنگی اقدام می کند.

در مثال های فوق خفگی و تشنگی مصداقی از کمبود و نقص و رسیدن هوای سالم و رفع تشنگی مصداقی از کمال و رفع نقص می باشد . انسان نیز ذاتا از نقص عذاب می کشد و از کمال لذت می برد. ( البته لذت بردن از نوشیدن آب و … در واقع لذت نیست بلکه رفع درد و اَلَم می باشد و انسان گمان می کند که لذت می برد. لذات واقعی جای دیگری ست که فعلا محل بحثش نیست).

حال بر می گردیم به سوال خودمان هدف از خلق جهان و انسان چیست؟

آنچه مسلم است اینکه به هر حال ما خلق شدیم و خلق کننده ای داریم و اگر آن خالق را خوب بشناسیم، می فهمیم که او کاملترین  است و در آفریننده انسان و جهان و کهکشان ها و … با آن همه عظمتشان نقصی راه ندارد.(هدف آفریننده هر چه بوده باشد).    و اگر اندکی در وجود خودمان فکر کنیم متوجه می شویم که چقدر محتاج و ناقص هستیم.(خود سوال ایجاد شده نشانه توجه اندکی است به این امر هست).و از سوی دیگر نه تنها انسان بلکه کل خلقت چه بداند یا نداند به دنبال حرکت به سمت کامل شدن و رفع نواقص خود می باشد.

حال چنانچه ما نیز در جهت رفع عذاب نواقص خود در مسیر کمال حرکت نماییم و رفته رفته آنها را برطرف کنیم به جاهایی می رسیم و به لذاتی می رسیم وصف ناپذیر. لذاتی رسیدنی و چشیدنی، نه پرسیدنی و شنیدنی.

و در این صورت اغلب سوالات ایجاد شده کلاً حذف می شوند، یعنی با شکوفایی استعداد های خاص انسان و رفع موانع ، مطلب چنان روشن می گردد و تاریکی رفع می شود که گویی سوالی نبوده است.

مانند فردی که ۵۰۰ سال پیش زندگی می کرده و شما می خواستید برای او از نور لامپ و نورافکن و روشن شدن اتاق تاریک در شب ظلمانی مانند روز صحبت کنید. چه سوالاتی برای او ایجاد می شد؟لامپ چیست؟انرژی یعنی چه؟یرق کدام است؟سیم انتقال یعنی چه؟چگونه روشنایی از داخل یک طناب  آهنی به خانه می آید؟چگونه از سوختن مایع سیاه، نور سفید تولید می شود؟نیروگاه کجاست و چیست؟و …

جالب اینکه اگر شما بخواهید کنار دیوار خانه اش را برای گذاشتن تیر چراغ برق ،حفاری کنید ،و یا شاخه های درخت گردوی منزلش را برای عبور دادن سیم برق ، ببرید ؛شدیداً مقاومت می کند و شما را به بی تدبیری و ظلم متهم می کند.

ولی اگر دست این آقا را بگیرید و او را ببرید در یک اتاق تاریک و ترسناک و یک لحظه کلید برق را بزنید ، با روشن شدن آن اتاق ، تمام آن ابهامات و سوالات و مقاومت ها رفع می گردند و گویی سوالاتی نبوده است.و خودش در امر برق رسانی مشتاقانه کمک می کند. چون مطلب برایش روشن می گردد و خود نور را با تمام وجود حس و مشاهده می کند.

وسخن آخراینکه اگر با برخی بی حیایی ها و هوس ها در حرکت نظام آفرینش خلل ایجاد کنیم یا نظم آن را برهم زنیم،استعداد های موجود و نیز اندک احساس نقص موجود از بین می رود و انگیزه حرکت و جستجوی حقایق له می گردد و تاریکی و عذاب بیشتر میشود و بیشتر فشار می آورد.

و جالب تر اینکه بعد از آن عذابی بر انسان وارد می شود که از روی غفلت حتی احساس هم نمی شود. نظیر کسی که مبتلا به مرض بورگر و قانقاریا(۱) بوده و در اتاق عمل بیهوش افتاده و دست و پایش را قطعه قطعه می کنند و از بدنش جدا می نمایند ولی به جهت نداشتن حس به دلیل بیهوشی، اصلاً عذاب را نمی فهمد.یا نظیر بچه فلجی که در قنداق گرفتار شدید نقص فلج بودن است ولی به جهت محدودیت شناخت نیازهای زندگی آتی ،این کمبود را حس نمی کند و مشغول بازی با اسباب بازی کودکانه اش است.

آری بدترین عذاب این است که انسان عذاب نقص را نفهمد و در جهت رفع آن حرکت نکند.

خلاصه اینکه برای رسیدن به جواب سوالات و حذف خود به خودی برخی سوالات با روشن شدن و واضح گردیدن مطلب،بهتر است با تقویت حس کنجکاوی و علم پژوهی و با رفع موانع حرکت،در مسیر کمال قدم برداشته و به سوی لذت های حقیقی حرکت کنیم.

لینک مرتبط:   (برای مشاهده لینک روی آن کلییک کنید ) :

                                          جوابی جالب به هدف از آفرینش جهان

به اشتراک بگذارید ! Digg it StumbleUpon del.icio.us Google Yahoo! Reddit

15 نظر برای هدف از آفرینش جهان هستی و به خصوص انسان چیست؟

  1. سلام مطلب خوبی بود ولی اگر با این قلم زیبا و مثال های خوب ،بیشتر و واضحتر (نه به صورت مبهم) به هدف از خلقت می پرداختید فکر می کنم خیلی زیبا تر و تاثیر گذار تر بود
    ممنون
    موفق باشید

  2. فاطمه گفت:

    سلام علیکم تبارک الله وبلاگ زیبایتان رالینک کردم

    به یاد کربلا دل ها غمین است
    دلا خون گریه کن چون اربعین است

  3. سلما گفت:

    سلام.حرکت به سمت کمال نیازمند اینه که آدم نقصی در خودش ببینه و این دیدن نقص در خود نعمتیه که باید خدا به آدم عنایت کنه.حالا داستان بعد از این شروع میشه که راه درست رو باید در جهت رفع نقص پیدا کرد که این خودش مصیبتیه. و علاوه بر اون مهم اینه که آدم نقص خودش رو دید ، مرد باشه و سعی کنه اونو به طور کامل اول در خودش برطرف کنه و همش ادعاش نشه که آره همه مردم همین طوری هستن و باید مردم اصلاح بشن و قبل از اصلاح خود در فکر اصلاح مردم باشه و بخواد اونارو هدایت کنه!!!! و هر چی امر به معروف و نهی از منکر هست رو نابود کنیم و بهش ضربه بزنیم…
    ببخشید خیلی حرف زدم

  4. بنده اکثر سایتارو زیرو رو کردم تا جواب مناسب برا این سؤال پیدا کنم ،نمیگم پاسخ هاشون غلط بود،آمّا این جواب شما یه چیز دیگه بود… انشاءالله برا هممون بالفعل بشه… چرا که خسته شدیم از این همه پاسخ شبهه شنیدن و گفتن … اوس کریم قربون دستت اون لامپ ما رو هم یه کاریش بکن

  5. ناشناس گفت:

    سلام

    یعنی اینکه هدف از آفرینش رفع نقصه؟ چی کار کنم تا نقصهام برام مشخص بشه؟ .

  6. نام گفت:

    سوال من این است از شما
    خواهش می کنم سریعا به من پاسخ دهید
    اگر شیطان آدم و حوا را فریب نمی داد چگونه انسن ها به وجود می آمدند و انسان ها چگونه به عظمت خداوند پی می بردند و وجود باارزش اهل بیت به انسانها چگونه مشخص می شد؟++++++++++++++
    بلوغ: جواب این سوال نیاز به پیش زمیته های زیادی دارد.و با مرور زمان و با عمل دانسته ها جواب برای انسان در مراحل بالا باز میگردد . یعنی برخی پاسخ ها رسیدنی هستند نه شنیدنی . البته خود این جمله را ما شنیده ایم !!! نه اینکه رسیده باشیم.

  7. مجید گفت:

    هدف از آفرینشو رسیدن به کمال و رفع نقص گفتین ولی برام قانع کننده نیست هر کسی با دیگری ارتباط داشته باشه یه دلیلی داره وبخاطر خودشه که دوست یا عاشق میشه ولی برا خدا چه دلیلی میتونه داشته باشه؟ آیا میخواسته پرستش بشه ولی باز عقلانی نیست خلاصه اگه بخوام منظورمو برسونم این قصه سر دراز دارد…

    • foad گفت:

      منم خیلى گشتم اماجوابها قانع کننده نیست. اکثرا بجاى جوابه سوال هدف از خلقت انسان که چى هست فقط توضیحاتى میدن تا موضوع رو به انحرافى لطیف بکشن مثلا هدف کمال انسان است چون خدا کامل است و فیاض به انسان فیض میخواهد برساند و آنهم از نوع آخرین حدش. آخه باسواد این کجاش جوابه سواله ؟شما جواب بده چرا آفریده ؟نه که آفریده که بغدش فلان بده و بگیره. جوابى وجود ندارد

  8. مبارکه گفت:

    سلام
    امروز لینکتون میکنم……
    اول مطالبو بخونم
    یاعلی

  9. آ..مدیر گفت:

    با سلام
    اگر وقت داشتید بی زحمت تیتری رو که زدید و مطالبی رو که نوشتید یه مطالعه میکردید بد نبود
    کمی فکر کن کجای این مطالبت حرفی از هدف از آفرینش انسان نوشته ای…
    شاید منظورت اینه که هدف از آفرینش انسان تکامل اوست…. کمی فکر کن اگر هدف تکامل بود خوب از اول کامل می آفرید…. پس هدف این نیشت شاید یکی از خروجیهاش(شاید) باشه ولی مسلما هدف دانستن آن ساده لوحانه است

    • محمد الف گفت:

      دقت کردی هر چی بهت بدن باز هم بهترش رو میخای .ما ادما استاد ایراد گرفتنیم و غافلیم از این که خود ما سر تا پا ایرادیم اگه کامل هم ما رو میافرید باز میگفتیم چرا کامل تر نیستیم به همین جهت به ما حق انتخاب داده شد تا هر چه قدر میخوایم کامل بشیم . شاید من به نون ماست راضیم و یکی دگه چلو فلان میخاد پس خودم انتخاب میکنم که چی میخوام ؟خوب حالا شما چی میخای؟

  10. محمد الف گفت:

    هدف این که تو هر چه قدر دوست داری رشدکنی کم میخوای خوب کم رشد کن بیشتر میخوای بیشتر حرکت کن به من حق انتخاب داده به من و شما توان داده تا هر چه قدر دوست داری رشد کنی حالا تکلیفتو روشن کن با خودت ؟دوست داری تو این رابطه با خدا به کجا برسی؟

  11. حامد گفت:

    سلام دوست گرامی
    پاسخ ساده و هموار هست وقتی راهی هموار هست چرا در جاده های سنگلاخی فلسفی؟!
    اینکه خداوند قبل از آفرینش جهان هستی به چه کاری مشغول بوده؟
    پرسشی نادرست و جز تصور ذهنی چیزی نیست، وقتی جهان هستی نبود اصلا وقتی نبود، زمانی نبود و اساسا قبل و بعدی وجود نداشت تا پرسیده شود خداوند قبل از آفرینش جهان هستی به چه کاری مشغول بود.
    مقولاتی همچون زمان، وقت، فضا و مکان و کار و اشتغال همه از مقولات این جهان هستند و بر خدا راهی ندارند. به عبارت دیگر قابل تعمیم به خداوند نیستند.
    برای درک بهتر موضوع شما را دعوت می کنم مستند بسیار زیبای ” داستان آفرینش جهان ” با کیفیت HD درباره چگونگی ایجاد جهان هستی از ابتدا تا زمان حال ، که بر اساس قران و احادیث ائمه اطهار تهیه شده است … را ببینید.
    http://film.tebyan.net/film/Category/20931

  12. محمود گفت:

    سلام به نظر من اگه خدایی وجود داشته باشه خالق جهان نیست جون خالق برای رفع نیازش خلق میکنه و خدا ی که تعریف کردن بی نیاز از هم چیز است پس خالق نیست ااگه خدایی وجود داشته باشه خودش چطوری به وجود آومده و قبل از خدایی کردن کارش چی بوده طبق نظریات یزیک دانها جهان از هیچ به وجود اومده و هدفی نداره همچنان رو به گسترش هست این مفاهیم مثل مکان ، زمان ، هدف و .. حاصل تجربیات و ذهنیات ماست که نقص داریم .

نظر دهید

*

code

کد امنیتی *