گفتگو با معشوق

رد میشدم از یه کوچه خلوت ، یه نوجوونی که تازه پشت لبش سبز شده بود داشت با تلفن حرف می زد. یه جوری محو اون ور خط بود که من هیچ چی، در ودیوار رو هم نمی دید. انگار فقط جسمش اینجا بود.

چی ها می گفت کاری ندارم، ولی یه چیز تابلو بود . طرف خیلی راه نمی داد و این کوچولو هم سعی می کرد گفتگو رو کِش بده و صحبت رو قطع نکنه. اگه اهل کاری گرفتی چرا !!

دو تا علت داره . یکی اینکه میخاست هم صحبتی محبوب رو و لذت وصال یار رو طولش بده. دوم میخاست مُخ طرف رو بزنه و راضیش کنه . کاری ندارم به اینکه اینجور عشق ها (تازه اگه عشق باشه و نفس و…نباشه، )خطرناکه

 ولی من بی اختیاریاد داستان حضرت موسی و گفتگو با محبوبش افتادم اونجایی که:

[… وخداوند پرسید: اى موسى در دست تو چیست ؟

موسی گفت: این عصاى من است. بر آن تکیه مى‏دهم . و با آن براى گوسفندانم برگ مى تکانم . و کارهاى دیگرى هم براى من از آن برمى‏آید…..]

وَمَا تِلْکَ بِیَمِینِکَ یَا مُوسَى ، قَالَ هِیَ عَصَایَ أَتَوَکَّأُ عَلَیْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَى غَنَمِی وَلِیَ فِیهَا مَآرِبُ أُخْرَى…سوره طه  آیه ۱۸-۱۷

آره عزیز خوب متوجه شدی ، محبوب از موسی یک سؤال کرده ، توی دستت چیه؟ جواب یه کلمه است :”عصا”.

موسی بیچاره !! اونقدر محو اون ور خطه که به جای یک کلمه ، ۲۴ کلمه (۴ جمله) !!جواب داده ، تازه سیر هم نشده.

شما فکر میکنی چرا این جوریه؟!!

به اشتراک بگذارید ! Digg it StumbleUpon del.icio.us Google Yahoo! Reddit

23 نظر برای گفتگو با معشوق

  1. خدا جون یه بار با منم حرف بزن..
    نه ..خدایا گوشم رو باز کن بشنوم…

  2. سلام خسته نباشید
    نمیدونم برای منم سواله چراوقتی بایکی که دوسش داری دلت میخاد بیشتر حرف بزنی
    شاید به خاطر اینه که ادم ها همیشه تنها هستن
    دعاکنید سعی کنم فقط رفیق تنهایی هام خداباشه
    موفق باشید
    یاعلی

  3. بنا گفت:

    سلام
    تا نور نباشه تاریکی محو نمیشه
    تا نور حق در دلهامون وارد نشه تو تارکی موجودات موزی جولون میدن
    باید از خدا بخواهیم که خودش ما رو از ظلمات خارج کنه وگرنه بیچاره ایم
    التماس دعا

  4. ندا گفت:

    مــن از تـــمام آســـــمان ،
    بـــاران را میــخواهــــم،
    و از تمـــام تـــــــو ،
    یـــک دســـــت،
    کـــه قفـــل شــــود در دســت مـــن[لبخند]
    آپم[گل]

  5. عبدالله گفت:

    با سلام
    مطلب زیبایی بود
    خیلی خوب شروع شد و ادامه پیدا کرد اما بنظرم ناقص تموم شد

    در واقع نوشته تون پایان نداره فقط آغاز و بدنه داره

    همچنین سوالی که در آخر مطرح کردید سوال بی موردی هست. جوابش رو همه می دونن و به فکر هم فرو نمی بره چون موضوعش دقیقا در خود متن هست.

    ایده خیلی خوب و قشنگیه برای یک مطلب اما این ایده زیبا خیلی عالی پرداخت نشده
    موفق باشید و پاینده

  6. kaktos گفت:

    خوب شاید چون اون هر چی باشه پیامبره دیگه نه باید یه فرقی با ما داشته باشه یا نه

  7. ندا گفت:

    هر چقدر هم دور باشیم…باز به هم نزدیکیم!
    بالا را نگاه کن…هر دو زیر یک آسمانیم![گل]
    آپم[چشمک]

    الله اعلم!ولله به عشقای امروزی اعتباری نیست بیشترشون توخالی و پوچن

  8. گمنام گفت:

    سلام من که نفهمیدم کی طلبه شده یا حق

  9. sajjad partonia گفت:

    گله بودنم را به پایه ناشکری نذار خدایا………….آپم

  10. sahar گفت:

    خوب ادم با کسی که که دوسش داره هرچی هم حرف بزنه سیر نمیشه چون دوست داشتن محبوب تشنه تر میکنه طرفو

  11. کیه گفت:

    آخ که تا حالا دقت کردین که چقد راس میگید شما؟
    دستت درست دوست عزیز

  12. سلام و خسته نباشید
    به نکته بسیار مهمی اشاره شده و مطلب خوب باز شده، اما آدمو یه جاهایی رها میکنه.
    احساس میکنم راه حل کلی برای چنین مسائلی پیدا کردن معشوق هایی با رنگ و بوی معشوق حقیقی ماست…
    گفتنش راحته اما عمل به اون سخت!
    باید با کسانی عشق بازی کنی که تو رو به عشق حقیقی نزدیک کنن و دیدن اونا تو رو به یاد خداوند بندازه. این میشه عشقی کامل و هدفمند و نجات بخش برای تمام دوران زندگی..
    برای رسیدن به چنین گزینه ای هم باید طبق نسخه ی خودش عمل کرد.
    یا علی

  13. زهرا گفت:

    گاهی با خودم میگم اگه جای خدا بودم با خودم چیکار میکردم؟ اگه محبوب دنیایی من منو نادیده بگیره اگه احساسم رو نادیده بگیره اونوقت شاید عشق من تبدیل به نفرت بشه ..با اینکه من واون هر دو انسانیم وبرابر …اما وقتی قادر مطلق عالم مطلق متکبر و زیبایی مثل خدا به مخلوق خودش عشق بورزه ومن حسش رو درک نکنم دست رد به عشقش بزنم …..واااای واقعا خدا چرا نمیره؟چرا ولمون نمیکنه فقط یه جواب به نظرم میاد فقط خداست که عاشقه ،تنها سکاندارن عشق

  14. یاشاسین
    ای کاش اون ور خط رو بشناسیم

  15. مثل همیشه مطالبتون عالیه . ممنونم از بانیان این سایت که اوقات فراغت مارو پر می کنن.

  16. sogoli گفت:

    قشنگ بود ولی چرا این سایت آپ نمیشه؟

  17. neg گفت:

    سلام مرسی سر زدین شما میتونید در مورد چادر بامن حرف بزنید؟ اقای م گفتن شما یتونید بهم کمک کنید درسته؟من عاشق چادرم ولی مشکلات زیاد دارم که مانع میشه بپوشم
    بلوغ : با تشکر . بلوغ در خدمت شما هست لکن ما تقریبا همه مطالبمان را در قالب چت های بلوغ و دیگر مطالب مرتبط بلوغ منتشر کرده ایم . توصیه ما مراجعه شما با وبلاگ وزین و پرطرفدار ” من و چادرم و خاطره ها ” است. http://khaterechador.blogfa.com/

  18. نسیم گفت:

    درسته وقتی آدم یکی رو دوست داره،دلش میخواد باهاش بیشتر حرف بزنه، به قول خودمون مخشو بزنه و از حرف زدن باهاش لذت ببره.خب این حرف زدن حضرت موسی با خدا رو چرا از اون طرف نبینیم؟
    خدا اومده تو کل قرآن با انسان ها حرف زده و هر چی گفته به خاطر اونا بوده و میبینیم که چقدر هم زیبا حرف زده و خواسته به قول خومدمو مخ بنده هاش رو بزنه و این زیبایی های بینهایت قرآن تبدیل به معجزه ای از جنس کتاب شده.
    این نشون میده آدم ها چقدر برای خدا عزیز هستن!! واقعا چطور میشه این همه محبت و لطف رو درک کرد؟
    به قول شاعر سید علی موسوی گرمارودی “مور، چه می داند که بر دیواره ی اهرام می گذرد
    یا بر خشتی خام”

نظر دهید

*

code

کد امنیتی *