سیاست توحیدی و انتخابات

سیاست توحیدی و انتخابات 

 

(( الله ولی الذین آمنو یخرجهم من الظلمات الی النور و الذین کفروا اولیائهم

 الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات اولئک اصحاب النارهم فیها خالدون))


 این آیه شریفه ، کل حکومت را تقسیم میکند به دوقسمت که حکومت یا تحت

 ولایت الله است، یا تحت ولایت طاغوت.  دیگر سومی نداریم . یا حرکت انسانها،

 حکومتها، مسیرش به سوی ولایت الله است یا به سوی ولایت طاغوت . و به

 عبارت دیگر به سوی غیر الله هم دوتا نداریم . ولایت الله یکی است و ولایت غیر

 الله هم یکی است .

یا الله یا غیر الله، شما وقتی در یک محوری در ریاضیات مثلا، یا در یک محل خاصی

 یک محوری را ترسیم می کنید ،  این دوتا جهت دارد حرکتش یابه سمت مثبت

 محور است یا به سوی منفی . حتی در منطقه ی مثبت هم حرکت بکند اگر

 جهتش به سوی منفی باشد این حرکت به سوی منفی است .(دقت شود )

ولو خودش در منطقه مثبت است لکن میل حرکتش به سمت منفی است .

یعنی اینکه ،  انسان حرکتش یا به سوی ولایت الله است یا به سوی ولایت

 طاغوت، این مبنای حکومت و مدیریت یک انسان است، هر کس در هر

 مرحله سرپرستی که باشد، مثلا خوانواده ای چهار نفری را میخواهد مدیریت کند

 ، یا مدیریتش طوریست که آن اعضای خانواده را و خودش را به سوی الله میرساند

 یا مدیریتش طوریست که به سوی طاغوت رهنمون است، و یا یک کارخانه ای یک

 مدیر عاملی این مجموعه را طوری هدایت می کند که مدیریتش به سوی الله

 است یا به سوی طاغوت . در یک مدیریت روستا، در ریاست یک اداره، درمدیریت

 یک کلاس ۱۰ نفری حتی، و اینچنین است در مدیریت کلان جامعه و الی آخر.

 حتی در مدیریت زندگی شخصی ، هر انسانی خودش را یا خدایی مدیریت

 می کند یا طاغوتی.

این بحث حرکت و مدیریت در کدامین مسیر ، مطلبی است بسیار مهم. 

بحث حرکت در مباحث عقاید یکی از بحث های ضروریست که دانستن آن خیلی

 مفید است، پس اینکه انسان برسد به آن نقطه ای که از مسائل ابتدائی زندگی

 و از تنگ نظری های در نظام طبیعت رها شود و  افق فکری خودش را باز کند و به

 جای آنکه در محدوده ی مسائل چهار دیواری خانواده به مسائل نگاه بکند، به جای

 اینکه در محدوده یک روستا به مسائل نگاه بکند، به جای اینکه در محدوده یک

 اداره و یک کارخانه به مسائل نگاه بکند ، و حتی به جای هدف گذاری و برنامه

 ریزی مدیریتی در محدوده این عالم طبیعت ، همه اینها را کنار بزند و در پهنه

 هستی و به سوی الله برنامه ریزی بکند و مدیریت خودش را تنظیم در مسیر

 حرکت توحیدی بکند .

 این افق فکری اگر باز بشود ، در مدیریت های سیاسی ما چه انقلابی رخ خواهد

 داد؟ انقلابی که انفجار نور الله را در پی خواهد داشت.

این طور نیست که مسائل اصول دین ما یک چیزهای ذهنی و الفاظ است و زندگی

 ما هم یک چیز دیگریست، هر مقدار افق فکری ما باز میشود  به همان میزان تاثیر

 سرنوشت سازی در کمّیّت وکیفیّت برنامه ریزی شخصی و اجتماعی و سیاسی

 ما خواهد داشت .

اما شیاطین، این دشمنان بشریت در طول تاریخ طوری کرده اند که اینها را از هم

 جدا نشان داده اند ، القا کرده اند که آشنائی به اصول دین و به اصول عقاید فقط

 کار مسجد است و ای بسا کار مادربزرگ ها و پدربزرگ های نصیحت گر در کنار

 کرسی است و مسائل سیاست و اجتماع و مدیریت و علم و امثال آن مال یک

 عده تحصیل کرده . آنهم تحصیل کرده در چه فضایی. گاهی وقتی حرف از اصول

 دین میشود نگاه خاصی به مقوله می شود ، انگار ما مسائل خیلی مهمتری از

 اینها داریم .بحث از این حرفها انگار وقت کشی است . در حالی که درست بر

 عکس هست و اساسا زندگی بر همین اصل استوار است که  حکومت مال

 خداست.

این در قران به صورت ها و آیات مختلف خیلی صریح بیان شده است .

مثلا در سوره یوسف خداوند میفرماید 

(ان الحکم الا لله امر الا تعبد الا ایاه ذالک دین القیم و لاکن اکثر الناس لا یعلمون)

حکومت و حکمرانی نیست مگر مخصوص خدا. خدا امر فرمود اینکه پرستش نکنید

 مگر فقط او را، این دین پا برجاست ولی اکثر مردم نمیدانند.

 در سوره مومن آیه ۶۶ میفرماید

(قل انی نهیت  ان اعبد الذین تدعون من دون الله لما جائنی البینات من ربی و امرت ان اسلم لرب العالمین)

بگو به اینها که البته من نهی شده ام اینکه پرستش کنم به آنهایی که، به آن

 چیزهایی که، به آن معبود هایی که شما به آن دعوت میکنید که آنها غیر خدا

 هستند. آن که غیر خدا هستند و به اون ها دعوت میکنید من نهی شده ام به آنها

 پرستش کنم، چرا که از طرف پروردگار من “بینات” نشانه های خیلی آشکار و

 روشن و واضحی برایم آمده، من با وجود این نشانه های خیلی روشن و روشنتر

 از آفتاب چه بهانه ای است، چه عنوانی است که این حاکم اصلی را ول کنم، 

بیام به این دعوت ها! و نه تنها که نهی شده ام به آنها پرستش نکنم 

(و امرت ان اسلم لرب العالمین) 

اصلا امر شده ام به اینکه تسلیم باشم به پروردگار عالم،

 رب در اینجا یک معنای بسیار مهم مدیریتی دارد

رب در معنایش، معنای مدیریت کاملی نهفته است، آنکه عالمین را مدیریت میکند.

و آیه  ((و جعلناهم ائمه یهدون بامرنا))

و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما هدایت می‎کردند  

اینکه هر کسی بیاید ادعای مدیریت بکند، هرکسی ادعای قیمومیت مردم بکند،

 این کار بسیار خطرناکیست . این چیزی نیست که انسان, انسانها را به هوس

 خودش بازی بدهد. انسانها یک مشت گلّه نیستند که یک چوپان هر کجا خواست

 ببرد و بچراند، انسان است،  تازه برای مدیریت یک گله گوسفند،  می بینید چقدر

 شرایطی لازم است، یک کسی باشد که آزمایش میکند این آقای چوپان را.

ببیند این آقای چوپان چقدر میتواند گوسفندها را مدیریت کند . چقدر میتواند از

 چنگال گرگ حفظشان کند، به موقع بچراند به محل مناسب ببرد و الی اخر.

چطور میشود برای چندتا گوسفند ما  دنبال این هستیم که این چوپان می تواند یا

 نه، اما این انسان به اندازه گوسفند هم انگار ارزش ندارد که میخواهد انسانها را

 مدیریت کند، هر که میخواهد باشد؟ مدیریت انسان این نیست که ما به هر

 روشی خواستیم هوس خودمان را اعمال کردیم کار تمام شد، مدیریت انسان فقط برای یک ماه نیست، مدیریت انسانها فقط برای یکسال نیست ، برای ده سال نیست، مدیریت انسانی که در این عالم میخواهد طوری زندگی کند که به سوی خدا برود و به خدا برسد.

 این انسان نمی خواهد ده سال زندگی بکند، زندگی انسان به مدت پنجاه سال

 نیست. زندگی این انسان  بی نهایت است، میخواهد در بی نهایت زندگی کند،

 انسانی که ادعا می کند من میتوانم این انسان را مدیریت کنم  این یک ادعای

 بسیار بسیار بزرگیست، یا ادعا کننده ، انسان را نشناخته و  هوس، چشم و گوش

 و عقل او را کور کرده و خودش را به آتش می اندازد یا اینکه واقعا این قابلیت را دارد

 یعنی از طرف خدا اجازه دارد یا مستقیم، یا به واسطه،

قران می فرماید در مورد حضرت ابراهیم، حضرت اسحاق، حضرت یعقوب علیهمالسلام

 (و جعلناهم ائمه یهدون بامرنا)

آنها را ما پیشوا قرار دادیم ، هدایت میکنند به امر ما.

یا انسان بایستی خیلی بیچاره باشد بخاطر هوس چند لحظه ای زود گذر این دنیا ،

 خودش را به این خطر بیاندازد یا اینکه به نحوی از امر خدا بهره ای برده و به واسطه

 ای اجازه دارد که چنین مسولیت بسیار خطیری را به عهده بگیرد.

مطالب مفصلی در سراسر قرآن هست با تاکیدات بسیار بسیار زیاد در امر حکومت 

و جهت دهی و جهت گیری حکومت و چگونگی حکومتها، نمونه های حکومت های

 الهی، نمونه های حکومت های طاغوتی .

اصلا هدف از خلقت بشر در این چند لحظه این عالم خاکی، در گذرگاه این عالم

 هستی، جدای از زندگی ما، زندگی فردی و خانوادگی واجتماعی و سیاسی ما

 نیست. هر چه مسائل در گرد و غبار فرو برود، هر چه اینگونه مسائل به عنوان فکر

 ارتجاعی شناخته بشود، و پرداختن به مدیریت توحیدی  در مرحله فرعی و بعدی قرار

 بگیرد به همان اندازه مشکلات جامعه قابل حل نخواهد بود .

 از دیدگاه قران. هر چه این مسایل خوب شکافته بشود، هر چه دیدگاه های فکری-

 بینشی  صحیح و  الهی انسانها باز بشود به همان  اندازه مشکلات انسانها 

معجزه آسا رفع میشود،

با این مقدمه معلوم میشود که انتخابات در نظام مقدس اسلامی با آن سیستمی 

که معمار انقلاب، امام بزرگوار آن فقیه جامع الشرایط و صاحب ولایت،  آن را پی ریزی

 کردند و امروز خلف صالح آن مرد الهی، مقام معظم رهبری حضرت آیه الله العظمی

 خامنه ای دارند، آن را اداره میکنند، متفاوت است ؛

معیار های اصولی در  انواع و اقسام انتخابات یکی از نکات قابل دقتی است که با

 توجه به جنگ عمیق و ریشه داری که بین حق و باطل در طول تاریخ بشری بوده و

 هست و دشمنان نمی گذارند که حق تحقق پیدا بکند و حق دائما در برابر هجوم

 باطل ، در مقام دفاع است ، این یک مطلبی است که نمیتوان خیلی ساده از آن گذر

 کرد، انتخاباتی که در غیر نظام اسلامی است اینها کاملا روشن است که به چه

 روشهایی و به چه اهدافی است، هر حزب سیاسی برای به دست آوردن کرسی

 حکومتی از  چه شگرد هایی استفاده میکند و در نهایت چه میخواهد، این در دنیا

 معمول است و معروف است و احتیاج به توضیح هم نیست، اما در نظام اسلامی

 هدف اصلی پیروی از ولایت الله است ، که تبعیت از ولایت انبیا و اوصیاء علیهم

 السلام و در راستای شعاع ولایت الله است و تبعیت از ولایت فقیه در راستای و

 شعاع ولایت انبیا و اوصیا علیهم السلام است، پس با این دیدگاه ، چگونگی تبلیغ و

 فعالیت و دنباله روی در اینگونه مسائل با روشهای دیگر فرقهای ماهوی دارد، نه اینکه

 به فرق های متعارف تاکتیکی دارد ، نه یک سری فرق های اساسی و ذاتی دارد یک

 روشهایی در این مسیر است که اصلا برای طاغوت و طاغوتیان امکان ندارد قابل فهم

 باشد، چون خداوند فرموده (ختم الله علی قلوبهم) کسی که دیگر کاری کرده که راه

 هدایت برایش بسته شده هر وقت یک کور مادرزادی بتواند یک مورچه ای را که در

 روی دیوار حرکت میکند ،ببیند آن وقت این گونه انسانها که خدا بر قلبشان مهر زده

 شاید بتوانند بفهمند که روش حکومتی و به دست آوردن کرسی های حکومت، 

روش انتخابات و تبلیغات در این راه، در تحت نظام اسلامی چگونه است .

                                                                      ادامه دارد ……

به اشتراک بگذارید ! Digg it StumbleUpon del.icio.us Google Yahoo! Reddit

4 نظر برای سیاست توحیدی و انتخابات

  1. فاطمه گفت:

    سلام
    وسط میدان ما شده بود کنج عافیتی که با یاد شهدا تزیین شده بود و عکس‌هایشان و خاطراتشان و روز به روز هم خاطرات لطیف‌تری می‌شد و لطیف‌تر. اینکه چطور عاشق می‌شدند، چطور خواستگاری می‌کردند، چطور دل خانم‌هایشان را به دست می‌آوردند، چطور به نوزادانشان نگاه می‌کردند، چطور شوخی می‌کردند و…

    عجب شهدای نازنین بی‌آزاری. شهیدانی که حتی شهرام جزایری هم حاضر بود زکات اختلاس‌هایش را بدهد تا برایشان کنگره بزرگداشت برگزار شود.
    التماس دعا

  2. سلام عزیز زهرا سلام الله علیها
    عیدتون مبارک
    [گل]

  3. قلب سلیم گفت:

    بچه ها آرایش جنگ بگیرید, دشمن را رصد کنید, یارگیری کنید, با وضو پشت کامپیوتر بنشینید چون اَجر شهید در انتظار شماست… (سردار یکتا)

  4. یک رهگذر گفت:

    دلم برای خدا این روزها عجیب تنگ شده است، گرچه میزان اعتقاداتم کمرنگ شده است

نظر دهید

*

code

کد امنیتی *