ارزش فوق العاده وقت و مدیریت زمان

 با عنایت به پرسش های متعدد دوستان به خصوص دانشجویان عزیز در خصوص چگونگی زمان بندی و برنامه ریزی فعالیتها با توجه به عدم داشتن وقت کافی و مشغله های زیاد ، به نظر می آید مدیریّت زمان ، مقوله ی مورد علاقه برخی از خوانندگان باشد.

واضح است که تقسیم اوقات شبانه روز برای رسیدن به همه وظایف و فعالیت های روزمره فردی – اجتماعی – سیاسی و اولویت بندی آنها ، مستلزم شناخت اهمیت ویژه زمان و لحظه لحظه زندگی می باشد؛ لذا این مطلب که برگرفته از سخنرانی استاد ارجمندمان می باشد ، ارایه می گردد.

” اساسا انسانهای تیزبین و ژرف نگر، از سرعت حرکت ، زمان را متوجه می شوند. هرچه انسان سرعت حرکت زمان را بهتر بفهمد برای لحظه لحظه ی عمرش اهمیت بیشتری قائل می شود. اگر قرار باشد به اردویی برویم فکر می کنیم کی به اردو خواهیم رفت، دوروز بعد به اردو خواهیم رفت، یک ساعت دیگر حرکت می کنیم. بعدا اگر دقت کنیم می بینیم که اردو به زودی تمام می شود. و اندکی بعد خواهیم گفت: اردو تمام شد. این را همه احساس می کنند ولی هرکس بسته به لطافت روحش سرعت حرکت زمان را حس می کند. هرچه روح لطیف تر شود، جدی تر سرعت حرکت زمان را حس می کند.

نکته ای که مهم است این است که: اگر انسان به قبل از رسیدن موعدی ( قبل از انجام کاری یا رسیدن دوره ای) به آن توجه کند، فاصله تا آن زمان را بسیار زیاد می بیند ولی اگر بعد از اتمام آن، در آن نظر کند با خود می گوید که چه زوذ تمام شد. این اصل برای همه قابل درک است و درک آن سخت سخت نیست. فرض کنید همین الان تصمیم بگیریم دو دقیقه عمیقا فکر کنیم و برگردیم به آن زمانی که کلاس اول ابتدایی بودیم. آن روزها می گفتیم کی روزی می رسد که کلاس پنجمی بشویم؟ وقتی از پایین نگاه می کنیم می گوییم کی؟ پنج سال مانده تا آن موعد برسد. ولی وقتی از بالا نگاه می کنیم حتی از باز و بسته کردن پلک چشم که شاید صدم ثانیه هم طول نکشد، کمتر بنظر برسد. کل آن پنج سالی که در نگاه از پایین بسیار بسیار بنظر می رسید حال پلک برهم زدن بسیار طولانی تر از آن به نظر می رسد. همانطورکه عرض شد سرعت زمان و ارزش لحظه لحظه ی همه متناسب با پاکی روح هر فرد است. برای اینکه مطلب را با فرمایش معصوم (ع) نورانی کنیم و برای اینکه نمونه ای باشد از عمیق خواندن دعا (برای گرفتن درس زندگی) درِ خانه ی امام سجاد (ع) می رویم و فرازهایی از ادعیه را ذکر می کنیم تا ببینیم از نگاه معصوم ارزش عمر چقدر است؟ ائمه (ع) می فرمودند: ادعیه را زیاد بخوانید و مکرر بخوانید، چون انسان فراموشکار است ولو اینکه مطلبی را الان خوب درک کرده باشد، نیم ساعت بعد که حال و هوایش عوض شد آن را فراموش می کند. لذا به ما فرموده اند اینها (ادعیه) را مکرر بخوانید تا بالخره اثر بگذارد.

حضرت به خدا چنین عرض می کند:

اَعِنّی بِالْبُکآءِ عَلی نَفْسی فَقَدْ اَفْنَیتُ بِالتَّسْویفِ وَالاْمالِ عمری، وقد نَزَلَت نفسی منزله الآیسین من خیری، فمن یکون أسوء حالاً منّی إن أنا نُقلت على مثل حالی إلى قبری.

ما الان نگاه می کنیم می گوییم صدسال عمر می کنیم. به دانشگاه و حوزه یا استخدام و تشکیل زندگی و … فکر می کنیم و خیال می کنیم فرصت زیادی داریم. این فکر شبیه فکر همان بچه ای است که در کلاس اول ابتدایی است و فکر می کند راه طولانی تا کلاسهای بالاتر دارد. (که مثال آن گذشت)

امام (ع) توجه ما را به آن طرف قضیه می برد و می فرماید: آن لحظه ای که جان می دهیم در آن هنگام این حال برای ما ایجاد می شود که چه زود گذشت. امام به ما یادآوری می کند که ای انسان قبل از اینکه این حال برای تو ایجاد شود؛ الان متوجه باش. به عنوان مثال کسی که کنکوری است، چقدر حس می کند که ای کاش فهم الانم، عقل الانم، فکر الانم از اول دبیرستان با من بود. با خود می گوید: آن موقع می توانستم آینده ام را درست تر بسازم. این احساس وقتی به وجود می آید که ارزش زندگی را فهمیده باشد. حضرت به ما می فرماید: و اعنی: خدایا خودت کمکم باش. من که لیاقت لازم را ندارم؛ شیطان و نفس و فضاهای آلوده مرا اسیر کرده است. و اعنی بالبکاء علی نفسی: لیاقت و فهمی بده که قبل از اینکه جان دهم خودم به حال خودم گریه کنم، خودم برای اوضاع و احوالم، برای حال نزارم، برای بیچارگی ام گریه کنم. قبل از اینکه بطور جبری بیچارگی ام معلوم شود، الان متوجه وضع خرابم شوم.

فقد افنیت بالتسویف و الامال عمری: چرا که عمرم را با امروز و فردا کردن تمام کرده ام. عمرم را با چیزهای بیهوده بسر برده ام. در طول این عمر، روزهایی بوده که حال خوشی پیدا کردم، متوجه خدا شدم. از فضای گناه آزاد و به فضای نورانی رسیده ام مثل شهدا و افراد نورانی شدم، تصمیم گرفتم افراد منحرف را عمیق تر شناختم ولی همین که ساعت یا نهایتا چند روز از این حال و احوال گدشت همه اش را فراموش کردم. اما چون در درونم پاکیزگی و لیاقتی به نام فطرت وجود دارد او مکرر به من نبش می زند و می گوید: تا کی؟ ارده کن. تصمیم بگیر! محکم باش. همین که می خواهم تصمیم بگیرم و شروع کنم نفس مانع می شود. موجب میشود چنین بگویم: از فردا شروع می کنم، بعد از اتمام فلان کار دست به اقدام عملی می زنم، بعد از اتمام فلان درس مبارزه با گناه را شروع می کنم. به این هدف ها در اصطلاح عربی «تسویف» می گویند. حضرت می فرماید: این تسویف مرا خانه خراب کرد. مرا بیچاره کرد.

و قد نزلت منزله الایسین من خیری: این تسویف آنقدر شان مرا کاست که کم کم به جایی برسد که مرا در قبر می گذارند، آنگاه می فهمم هیچکس حالش از من خراب تر نیست! آن روزی که دیگر هیچ اختیاری ندارم و جبرا متوجه این حقیقت می شوم. و مالی لاابکی: من چرا ننشینم و حال خود را بررسی نکنم و به حال زار و نزار خون گریه نکنم. و لا ادری الی مایکون مصیری: من درک نمی کنم سرانجامم چه خواهد شد!؟ نکته ای که اینجا هست این است که همه ی انسانها این چنین احساسی را دارند. مثلا دانش آموز یک هفته قبل از امتحانات فکر می کندکه سرانجام چه نمره ای خواهد گرفت؟ یا کسی کاری را شروع می کند و مدام با خود فکر می کند که آیا این کار به نتیجه ی خوبی می انجامد؟ این یعنی این چنین احساس را معمولا همه دارندولی نکته ی ظریف اینجاست که چون نگرش انسان کوتاه است، چیزهای کوچک را می بیند. حال اگر نگرش انسان عمیق شود و افق کارش باز شود به مراتب بیش از نگرانی برای نمره، نگران این خواهد بود که سرانجامم چه خواهد شد. حال اگر نگرش انسان عمیق تر شود، قلبش پاک تر شود، به جایی می رسد که از نگرانی گریه اش می گیرئ. فرمایش امام در ادامه به اینجا می رسد که:

قد خفقت عند راسی اجنـحه الموت، فما لی لا ابکی، ابکی لخروج نفسـی، ابکی لظلمه قبری :

خدایا! من الان سرم گرم این و آن رفیق و کار و گناه و …. است و بعضی چیزها را نمی فهمم ولی در آن لحظه ای که جان می دهم، آن لحظه ای که همه ی اختیاراتم را از دست می دهم و دیگر چشم نمی بیند، پا تکان نمی خورد و دست به هدف من گوش نمی کند، تازه می فهمم که من هیچ بوده ام و بدین قدر ناتوان بوده ام. امام (ع) حال آن زمانمان را الان به ما می فهماند. خوشا به حال کسی که این مفهوم را الان درک کند. خوشا به حال دانش آموزی که آن احساسی را که در کلاسهای کنکور دارد در کلاس اول ابتدایی یا اول راهنمایی داشته باشد. آن وقت باید دید آن دانش آموز به کجاها که نمی رسند؟

حضرت می فرماید: از همین الان متوجه آن حقیقت آخر کار باش. در ماه شعبان و رمضان و … باید در مکتب اهل بیت (ع) و در مکتب قرآن بنشینیم و رموز زندگی مان را کشف کنیم و مسیر زندگی مان را بیابیم. نه اینکه فقط بخوانیم و رد شویم وو با صدای خوش و … خدا این ایام را می آورد که این معارف وارد زندگی مان شدند و با این معارف تعیین سرنوشت کنیم و مسیر زندگی مان را بیابیم. امام (ع) این را به ما می فهماند که برای همه چیز وقت می گذاریم؛ بیابیم و یک دقیقه هم در طول روز به این فکر کنیم که موقع جان دادن به چه حالی دچار می شویم و اوضاعمان چگونه خواهد بود. اگر به این حقیقت پی ببریم آنگاه وقتی وارد نماز می شوی واقها حالمان حال نماز می شود. دیگر حال و هوایمان عوض می شود.

کوزه ای را در نظر بگیرید که آب آن به شدت در تلاطم است. اگر با این حالت آب، بخواهیم لیوانی را از این آب پر کنیم؛ آب بسیاری بیرون از لیوان می ریزد و همه جا هم خیس می شود. این حرکت و هیجان آب، ای بسا فشار آورد و آب خود لیوان را به زمین بریزد. اما اگر کوزه را یکی دو دقیقه به حال خود گذاریم تا آب آن آرام شود وضعیت دیگری پیش می آید. آن وقت می توانیم لیوان را پر کنیم و چه بسا قطره ای هم بیرون نریزد. انسان در این عالم متناسب با حال و هوای خودش – درونش در تلاطم است، روحش درگیر هیجانات است، شاید در هم ریخته است و در معرض امواج گناه است؛ حال اگر انسان با این حال وارد نماز شود، دیگر آن نماز، نماز واقعی نمی شود. اگر حال و هوای طبیعت را وارد نماز کنیم، آن حال و هوا، حال و هوای نماز را کنار می زند و اصلا نمی فهمیم نماز کی شروع و کی تمام می شود. آن نمازی که باید ما را چند دقیقه از این عالم می برید و وارد عالمی درگر از زندگی می کرد که نه تنها ما وارد آن زندگی نشدیم بلکه با این حال و هوا آ‹ را کنار زد و بازهم بر ما جاکم شد. لذا فرموده اند چند دقیقه قبل از نماز- اگر مقدور بوذ ده دقیقه، اگر نشد پنج دقیقه و اگر نشد حداقل یک دقیقه- توجه مان را از کل این عالم قطع کنیم و بنشینیم و در حال خودمان و با توجه، این هیجانات دنیوی را کنار بگذاریم و به یاد مرگ باشیم؛ احساس کنیم که جان می دهیم؛احساس کنیم از این عالم می رویم؛ توجهی به حال و هوای لحظه ی مرگمان، لحظه ی خاکسپاری مان بکنیم. به این ترتیب حال و هوای طبیعت در ما فروکش می کند. حال اگر با این حال و هوا وارد نماز شویم، میتوانیم از آثار و برکات نماز فسض ببریم. البته که هر کسی به استعداد خودش فیض می برد.

پس نتیجه آنکه، چیزی که دائما می تواند انسان را کنترل کند و هوس اورا بشکند و او رابرشیطان چیره گرداند یاد مرگ است. این روشی است که امام (ع) به ما یاد داده است. البته این یکی از چند روش موجود است. از برکات یاد مرگ آن است که لحظات عمرمان را جدی بگیریم. در ادعیه، فرازهای بسیاری هستند که اشاره به همین مضمون دارند و با توجه به اینکه ماه مبارک در راه است، ان شاء ا… در خواندن ادعیه دقت کافی داشته باشیم و لازم نیست در خواندن ادعیه خودمان را زیاد خسته کنیم.

به اشتراک بگذارید ! Digg it StumbleUpon del.icio.us Google Yahoo! Reddit

11 نظر برای ارزش فوق العاده وقت و مدیریت زمان

  1. mor گفت:

    خیلی خوب بود ولی ای کاش از استاد درباره شیوه های مدیریت زمان هم می پرسیدید یا به عبارت بهتر:
    آیا در آیات و روایات مطالبی درباره شیوه های برنامه ریزی و مدیریت زمان مطالب وجود دارد؟یا نه به فقط به صورت اجمالی به آن پرداخته شده است؟

    منتظر جواب هستم.ممنون

  2. mor گفت:

    سلام
    درباره شیوه های مدیریت زمان در قرآن و روایات هم از استاد بپرسید.

  3. زهرا گفت:

    سلام بزرگوار با مطلب بسوی توسعه …بروزم خوشحال میشم بیاین

  4. با سلام بنده سایت شما رولینک کردم شما هم ما رو لینک کن …..
    یا علی…
    resalat04.blogfa.com

  5. ثریا گفت:

    سلام و عرض ادب .
    ممنون بابت مطلب مفیدتون. خدا کنه قدر لحظات عمرمون را بدونیم. بسیار جملات قشنگی در دعای ابوحمزه هست که شما عنوان کردین. در مورد مرگ.موفق باشید و قلمتون ماندگار
    راستی با داستان زندگی من بروزم. قدم رنجه بفرمایید

  6. هبوط گفت:

    درود اینجا چه محیط جالبیه!!
    برقرار باشید!

  7. سلام علیکم عزیز فاطمه زهرا سلام الله علیها

    در شب لیله الرغائب دعا کنید تا خداوند شر ملحدان و کفار را از شیعیان سوریه و بحرین قطع کند.

    التماس دعای ویژه هم برای ظهور مولامون عجل الله تعالی فرجه الشریف و هم برای این بنده ی حقیر..

    یازهرا سلام الله علیها

  8. سلام
    به روزیم
    خوشحال میشویم در رسیدن به پاسخ هایی کاربردی یاری رسانید:

    آیا تنها خود پایبند به اعتقادات دینی و محجبه باشیم کافی است و دیگر تکلیفی نداریم ؟

    با فامیلای بدحجاب قطع رابطه کنیم؟++++++++++++++++++++++++++
    بلوغ: با تشکر، نهی از منکر مراتبی دارد که باید از مرجع تقلید خودتان استفاده کنید. قطع رابطه هم مراحلی دارد بهد خصوص اگر منظور قطع صله رحم باشد لکن اگر از معاشرت با فامیل یا دوستی ضرری به ایمان و روحیه ما برسد باید حتما احتیاط کرد.

  9. نسیم گفت:

    پیشنهاد تمرکز چند دقیقه ای قبل از نماز عالی بود.مثل درس خوندن که آدم قبلش باید یه چند دقیقه تمرکز کنه بعد درس رو شروع کنه وگر نه همش بین درس جهش ذهنی داره.
    تو آیه دوم سوره اعراف خدا میفرماید: اتبعوا ما انزل الیکم من ربکم
    فکر میکنم اگه آدم کمی به ندای روحش توجه کنه و به اون چیزایی که به روحش الهام میشه میتونه همه ی چیزهای درست رو خودش بفهمه.اما فقط باید به این نداها و نزول های قلبی توجه کنه.

  10. سعید گفت:

    باسلام خدمت همه دوستان،دستتون درد نکنه،مطلبش فوق العاده بود.ممنون

  11. سمین گفت:

    عالی بود. منقلب شدم

نظر دهید

*

code

کد امنیتی *