تسلیم پذیری فلسفه اصلی قیام عاشورا

 تا رسیدم خونه حاجی ، مراد برادر خانمم اومد .جلوم و با ادا و اطوار صمد

ممدی  گفت احسان زود باش صدقه ای دعایی وردی بیا که عجیب اوضا خفنه، گفتم

چی شده ؟ گفت هیچ چی  از دیشب تا حالا بشکن بشکنه جان خودت !!!

گفتم مراد ماه محرمه زشته . ادا نده . آخرش  تو هم مثل اون مراد می افتی به

حلالم کن و …….

 حالا چی شده ؟  گفت هیچی  از دیشب همه چی داره می شکنه .

 

اولش حاجی از هیات نرسیده  قلب حاجی خانوم رو شکسته  و هر چی توی هیئت

 

 جمع کرده بود  داده به فنا. گفتم این رو استاد دیشب بعد روضه گفت که هر کی

 دلش شکست خدا بخشیده گناهاشو ولی مراقب باشین که رسیدین خونه

 

خرابش نکنین .

 

گفتم دیگه ؟

مراد گفت : منم اعصابم نکشیده و توبه ام رو شکستم و داد زدم روی حاجی.

گفتم اینم علاجش برنامه تقویت جسم واعصاب هست از بلوغ پرینت بگیر

بخون عمل کن درست میشی . دیگه ؟

 گفت : بعدش بطری شیشه ای آب از دست آبجی افتاد و شکست و بدتر از همه

 نصف شب مریم کوچولو تب کرده بود و مامانش که نگران بود اومده شیشه شربت

 استامینوفن رو از کابینت برداره که شیشه دارو افتاد و شکست . حسابشو بکن تا

 

صبح همش ناراحتی و استرس از تب بچه و خطر اینکه  که تشنج کنه همش پاشور

 

 بچه و بیداری و بی خوابی و ………

مراد سریال شکستن ها رو که به این اینجا رسوند گفتم زودی قلم کاغذبیار که خوب

 

 کمکم کردی و نشستم برای نوشتن . کمی مطلبی که توی ذهنم بود مرور کردم و

 

 فکر میکردم به اینکه : 

 

وقتی یک بطری شیشه ای می شکند ، ما در یک حدی ناراحت می شویم . اما اگر

متوجه شویم که محتوای بطری ، بسیار پرقیمت بود، تاثر ما عمیقتر میشود. هرچه به

عمق آن محتوا بیشتر پی ببریم ، تاثر عمیقتر میشود. اگر بدانیم داروئی بوده ، شفای

 

 مرضهای صعب العلاج ، عمیقتر متاثر میشویم. اگر بفهمیم که من مرضی لاعلاج

 

داشتم که محتوای این بطری  ، دوای درد من بود و بسیار نادر و کمیاب هم

 

بود (آن وقت این تاثر به اوج می رسد).

این پیکر مبارک امام حسین علیه السلام که در روز عاشورا شکست ، چه محتوائی

داشت و این محتوا چه ارتباطی با حیات و زندگی و موجودیت و دردهای من داشت ؟

هرچه عمیقتر این را بشناسیم ، به همان اندازه تاثیر دلخراشی خواهد داشت .

البته ما نمیتوانیم محتوای پیکر نورانی ائمه را در عمق کامل آنها بشناسیم .

شناخت معصومین علیهم السلام با این شناختهای شناسنامه ای و ذهنی و

محدودیت های عالم مادی بسیار ناقص است .

مثلا ما در ابتدائی با شعله آتش آشنا میشویم . در حد تعریف و بسیار محدود فقط

اینکه آتش می سوزاند . اما کم کم با افزایش آگاهی، این شناخت ، قویتر و دقیقتر

میشود. پی می بریم که یک سری گازهائی است که از اشتعال آنها ، آتش به وجود

 می آید که این شناخت عمیقتری است . همچنین در مراتب بالاتر ، یک دانشمند

 میگوید: اینجا یک مشت انرژی حکومت میکند .

اگر این انرژی را از این آتش بگیریم، این آتش چیزی بیشتر از صورتی در تابلو

 نیست . اما هرچه این شناخت بالاتر برود ، از آنجا که این شناخت ها ، محدود در

عالم ماده است  عمیق تر از این نمی تواند حاصل شود  . اگر تا اتم هم برویم

، آتش را در میدان نظام این ماده شناخته ایم .

اما در حقیقت چه خبر است نمی دانیم. پس حقیقت آتش برای ما روشن

نیست و فقط شناخت در محدوده این نطام ماده برایمان شکوفا شده است.

 

حضرت امام حسین علیه السلام که به عنوان مظهر شجاعت ، سخا، پاکی، عبادت،

غیرت و ….. مطرح است ، اگر کسی موفق شود همه اینها را بشناسد ، حضرت

 

امام حسین علیه السلام را در محدوده این عالم شناخته است. حضرت امام حسین

 

علیه السلام را اگر با بالاترین شناخت از صفات ممتاز آن حضرت بشناسیم ، تازه در

 محدوده این عالم شناخته ایم و این شناخت اگر هم به عمق برسد ، می رسد به

 

مرز عالم ماده . و حقیقت شناخت امام علیه السلام با ابزار مادی حاصل نمی شود.

 

 در بین اجسام ،  قابلیت پذیرش هر کدام مقابل آتش بیشتر باشد ، آن را

بیشتر برای سوخت استفاده  می کنیم. مثلا هیزم ،سوختن را می پذیرد . اما نفت

سریعتر است . همچنین بنزین بیشتر است و سوختن آن کامل تر است . این تسلیم

 

 پذیری در برابر اشتعال ، در واقع نوعی بندگی است . هرچه اشتعال ، سریعتر و

 قویتر و کاملتر باشد، این تسلیم پذیرتر است و همان مقدار ، آثار آتش ، اینجا بیشتر

 است و به همان مقدار ، صورت تجلی آن آتش است .   کاملترین و تسلیم

پذیرترین مواد ،لیاقت دارد که آتش در او تجلی کند .

 

 در مورد خداوند و انسان  نیز تسلیم پذیری انسان مقابل الله  یا عبادت ، یک سجاده

چند متری و یک تسبیح فلان و یا یک انگشتر بهمان نیست !

عبودیت همان استعداد تسلیم پذیری در ظهور صفات خدائی است .

 

تسلیم پذیری را امام حسین علیه السلام در صحنه عاشورا ظهور داد . هر چه خدا

خواست کاملا تسلیم شد و پذیرفت. پذیرفتنی با لذت و رضایت .

فلسفه اصلی قیام عاشورا تسلیم پذیری محض مقابل الله بود.

 
طناز نوشت :

داش احسان! مطلب رو برا بیست و چندمین بار خوندم . تازه یه چیزایی دستگیرم شد.

خدا به داد بلوغی ها برسه . چقدر بایس بخونن !!!

به اشتراک بگذارید ! Digg it StumbleUpon del.icio.us Google Yahoo! Reddit

18 نظر برای تسلیم پذیری فلسفه اصلی قیام عاشورا

  1. با سلام و خسته نباشید
    تبریک میگم ان شا الله که بیش از پیش موفق و موید باشید

  2. سلام و عرض ادب خدمت شما دوست گرامی…
    و تسلیت بمناسبت فرا رسیدن ایام سوگواری اباعبدالله(ع)

    خداوند توفیق داد که ان شاالله از امسال تاسوعا و عاشورا میهمان سرزمینی باشم که میزبان خون حسین (ع) هست.
    توی این چند وقت اگه مطلبی نوشتم یا تصویری گذاشتم که باعث رنجش خاطر شما شد بنده رو حلال کنید.
    ان شاالله که نایب الزیاره تمام دوستان باشم.

    شاید هر خداحافظی آخرین خداحافظی باشه!
    خدانگهدار…

  3. سلام.سایت بسیار عالی بود.تشکر
    فقط بی زحمت سایت ما رو هم با لوگو اگه امکان داره لینک کنید…اگر درباره من میخواهید بدونید از اقای غفاری بپرسید میگن بهتون.
    من هم سایت شمارالینک میکنم تا کمکی دسته جمعی به این مرز وبوم کرده باشیم.
    نهایت تشکر را ارشمادارم

  4. غریبه گفت:

    سلام
    عالی بود
    بروزم سربزنید

  5. با همه بی سر و سامانیم
    باز به دنبال پریشانیم
    طاقت فرسودگی ام هیچ نیست
    در پی ویران شدنی آنی ام
    آمده ام بلکه نگاهم کنی
    عاشق آن لحظه توفانی ام
    دلخوش گرمای کسی نیستم
    آمده ام تا تو بسوزانی ام
    آمده ام با عطش سال ها
    تا تو کمی عشق بنوشانی ام
    ماهی برگشته ز دریا شدم
    تا که بگیری و بمیرانی ام
    خوب ترین حادثه می دانمت
    خوب ترین حادثه می دانی ام
    حرف بزن ابر مرا باز کن
    دیر زمانی است که بارانی ام
    حرف بزن حرف بزن سال هاست
    تشنه یک صحبت طولانی ام
    ها… به کجا می کشی ام خوب من؟
    ها … نکشانی به پشیمانی ام

    (محمد علی بهمنی)

  6. قاصدک گفت:

    منم میخوام راجع ب ی موضوع با آقای برادری بچتم شاید قابل گداشتن تو وبلاگ باشه
    چطور میشه اینکارو کرد؟
    =========================
    احسان برادری :
    blugh@chmail.ir
    پیام بگذارید . انشاالله سر فرصت مناسب در خدمتیم . هر چند قبلا پاره وقت بودیم والان دیگه اونم نیستیم (خنده )

  7. Ariel گفت:

    سلام
    هر چقدر بگم خوب بود بازم کمه. خیلی زیبا نوشتید انگار بشکن بشکن هم میتونه ماجرای دیگه ای بسازه

  8. هانیه گفت:

    سلام من تازه بلوغی شدم واقعاسایتتون حرف نداره خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییی زیبابود

  9. غزل گفت:

    سلام سایت جالبی دارید. خدا قوت..خوشحال میشم پیش منم بیاین.یاحق

  10. آ کف احوال
    یورولمیاسیز
    بیزه ده دعا ایلیین وضعیمیز خرابدی چون محتوالی شیشه لری مثل اساتید سیندیریریخ

  11. منتظر گفت:

    سلام وبلاگ جالبی دارین مطلبتونم عالی بود من از تعریف خوشم نمیاد اما این مطلب واقعا تعریف برانگیز بود . نظر منم اینه که ما برا یه چیزم باید گریه کنیم کسی که خیلی وقتا نادیده اش میگیریم ، همش به یاد ماست اما ما فقط تو سختیا به یادش میفتیم مولایی که تنهایی و خیمه رو به خونه های ما ترجیح داده به قول شهید مطهری خدا یازده تا چراغ به ما داد اما دید مردم بدن چراغاشو یکی یکی شکستند اومد چراغ آخری رو دور از ما نگه داشت که مثلا بیایم از تاریکی ها توبه کنیم و خدا چراغ رو به ما برگردونه اما مای نامرد خیلی وقتا یادمونم نیست که آقایی داریم و اینگونه تنهایش گذاشتیم و تنها یاد آوریمان شاید” اللهم عجل لولیک الفرج ” سرسری قنوتمان باشد بی آنکه در تنهاییش سهیم باشیم و قدمی برای ظهورش برداریم نمی گویم دعا نکنیم در کنار دعا حتما عمل صالح هم داشته باشیم.ممنون به وب ما هم حتما سر بزنید و نظر بذارین

  12. بانام خدا
    سلام وقت بخیر
    ممنون از حضورشما دروبلاگ ام
    من چند مدتیه ازمطالب مفید شما تغذیه میکنم البته بااجازتون
    وبسیارمتشکر ازمطالب خوبتون
    ============================
    احسان : استاده از مطالب بلوغ برای همه آزاد است . شما لطف دارین

  13. فرشته گفت:

    سلام خسته نباشید خیلی عالی بود

  14. سلام و عرض ارادت
    استفاده کردیم و داستانی که آوردید زیبا اشاره کرد.
    منتظر حضور و نظرات ارزنده شماییم
    و در صورت تمایل تبادل لینک با شما
    یا علی

  15. mamibozorg گفت:

    کاملترین و تسلیم
    پذیرترین مواد ،لیاقت دارد که آتش در او تجلی کند .
    فوق العاده بود

نظر دهید

*

code

کد امنیتی *